بسمه تعالی
اول از همه سلام و تسلیت بابت فوت مرجع بزرگ شیعیان، معلم اخلاق آیت الله بهجت...
راستش من از پست اول سالم تا الان چندین بار به بلاگفا اومدم تا مطلب جدیدی بنویسم ولی هر بار به خاطر تکراری بودن موضوعاتم صفحه رو میبستم.... این موضوع ادامه داشت تا اینکه هفته پیش فیلم دل شکسته رو دیدم و با خودم گفتم این یکی از بهترین موضوعاتی که میتونی صحبت کنی.....
من این پست رو به ۲ پاراگراف تقسیم کردم...... پاراگراف اول توضیحاتی درباره ی فیلم هست که مناسب عزیزانی که ندیدند هست که ایده ای بگیرند و پاراگراف دوم رو به راحتی دنبال کنند.....پاراگراف ۲ صحبت هایی از ۲ صحنه از صحنه های قشنگ فیلم هست.....
فیلم دل شکسته فیلمی است که به نظر من بهترین فیلم اجتماعی ۱۰ سال اخیر میتونه باشه دلیلش اینه که در این فیلم مسائل جامعه به خوبی به نمایش گذاشته شده و دلیل اینکه من این پست رو مینویسم اینه که نقدی داشته باشیم درباره ی مسائلی که هست ولی از گفتنشون انکار میکنیمو بعضاً میکنن!!......... این فیلم داستانه دختر و پسری هست با نام های نفس و امیر علی. این دو با نظر استادشون باید با هم پایان نامه بدن.... پایان نامه ای که به قول استادشون نتیجه ی تدریسشون میشه چون که ایده های این دو نفر روی هم میتونه یه جامعه آرمانی رو ترسیم کنه..... این دو نفر بعد از کلنجار هایی که با خودشون میرن آخر تصمیم میگیرند تا با یکدیگه این پایان نامه رو انجام بدن.... نفس و امیر علی با پیشنهاد استادشون تصمیم میگیرند آدمهایی که در جامعه هستند و میشناسند رو به هم دیگه نشون بدن... این خلاصه ای از داستان بود.... حالا یه توضیحاتی هم درباره ی شخصیت ها و آرمانهای این دونفر بدم: امیر علی از یک خانواده ی شهید است و با آرمانهایی مذهبی ولی روشنفکرانه.... از آن طرف هم نفس دختری از یک خانواده ی پولدار و با آرمانهایی متفاوت تر از امیر علی.
صحنه ی اولی که میخوام دربارش صحبت کنم صحنه ای است که نفس ، امیر علی را به یکی از باغ های بیرون شهر میبره و در اونجا حاج آقایی رو به امیر علی نشون میده که در میان ۶-۷ دختر شعر "عمو سبزی فروش" رو میخونه و خلاصه کلی توشه آخرت برای خودش جمع میکنه!!..... این صحنه یکی از صحنه هایی بود که شاید بعضی از آقایان با دیدنش احساس خطر کردندو متاسفانه شاید یکی از دلایلی بوده که این فیلم در ایران کمتر تبلیغ شده!! بله دوستان، آقایانی هستند که متاسفانه یک سری از مردم به سرشون قسم میخورند ولی متاسفانه اون مردم از کار های اون آقا خبر ندارند....! کارهایی که مردم رو بابتش در مراسم هایشان سرزنش میکنند ولی باید خودشون رو دریابید تا ببینید چه خبره....! البته من نمیگم که همه ی حاج آقا ها این طوری هستند ولی در جامعه ما هستند کسانی که در مراسم ها روضه میخوانند و در تعطیلاتشان "عمو سبزی فروش".
اما صحنه دوم... صحنه ای است که نشون میده هنوز ایثار گرای جنگ در حال ایثار هستند.....در این صحنه امیر علی، نفس رو به دیدن سردار جنگی میبره که علیرغم تحصیلاتی که در خارج داشته و دکتر و سردار جنگ هست داره باغبانی میکنه..... سرداری که به قول امیر علی تا آخر جنگ سربند یا حسینش رو از سرش برنداشته... در همین حین نفس به امیر علی میگه که از سردار سوال کن "چرا دیگه سربندشو نمیبنده؟". وقتی امیر علی سوال رو میکنه سردار باغبون ( به قول نفس در فیلم) لباس باغبونیش رو کنار میزنه و میگه "ایناهاش ، اینجاست". اون سربند رو روی قلبش گذاشته بوده تا نشون بده که بعد از جنگ نه تنها اعتقاداتش سست تر نشده بلکه عمیق تر و محکم تر هم شده. ما در جامعمون خوشبختانه از این آدمها هم داریم... آدمهایی که میتونن ما جوون های این نسل رو سرمشقس باشن تا شاید ما هم این رسم فروتنی و مفید بودن رو یاد بگیریم...
در آخر هم میگم کسانی که این فیلم رو ندیدند حتماً این فیلم رو ببینند تا با جامعشون بیشتر آشناشن.
من نوشتن این پست رو از روزی که آقای بهجت فوت کردند شروع کردم و بنا به دلایلی تا امروز طول کشید...
شاید در پست بعد درباره ی 2 صحنه دیگه صحبت کنم...
ماییمُ نوای بی نوایی ![]()
بسم لله اگر حریف مایی
توی این پست میخوام از دین و دینداری و مذهب بگم....... میخوام از کسانی بگم که ادعای مذهبی بودن دارن ولی حرفاشون یک ذره هم ارزش نداره و یا به قول بچه های کوچه پایینی مون حارتو پورت میکنن. این افراد متاسفانه با بعضی از شعار هاشون هم دین رو زیر سوال میبرن و هم بقیه رو از دین زده میکنن. آدمایی که فکر میکنن با شعار دادن خودشون رو متدین نشون میدن و یا خدا از این شعار ها خوشش میاد. کسانی که فکر میکنن اگه تو دسته های محرم علم یا شمایل ( جعلی) رو بلند کنند، به همه نشون دادن که چه قدر دین دار هستند... یا بعضی از این مداح ها اگر در مداحی یکم معروف بشن فکر میکنن دیگه هر چی بخوان میتونن برای شهدای کربلا و یا ائمه بخونن. این ها با این شعر هاشون افکار مردم رو درباره ی ائمه تغییر میدن....
دوستان من ، خیلی از این آدم های به اسم متدین ، اگر در موقعیت صحرای کربلا بودن امام حسین رو تنها میگذاشتن. این درست همون کاری بود که شخصیت سریال آخرین دعوت (یوسف) میخواست بکنه ولی اعتقادات قویش نگذاشت و در راه امام حسین شهید شد. عزیزان من مطمئن باشید که اگر تمامی این آدمها، متدین خالص بودن امام زمان ظهور میکردن ولی حیف که هنوز یاران مخلص امام زمان به ۳۱۳ نفر نرسیدند و ما از دیدن چهره ی نورانی آن حضرت بی بهره هستیم....
ختم کلام: خدایا ، خداوندا باطن ما را پاک نگه دار و در قوی کردن اعتقاداتمان ما را یاری فرما تا بتوانیم جزو یاران مخلص امام زمان(عج) باشیم..
آمین یا رب العالمین![]()

خدایا یه کاری کن که منم وقتی مُردم یه حلقه سبز به استقبالم بیاد. خدایا یه کاری کن که منم مثل
حسن ساده و پاک برم. خدایا یه کاری کن تا منم لیاقت اهدا عضو داشته باشم، تا شاید یه بچه یا یه
معلم دلسوز از مرگ نجات پیدا کنه. خدا جون یه کاری کن منم لیاقت قاصدک شدن رو بعد از مرگ داشته
باشم. لیاقت اینکه باطن منم مثل یه قاصدک سفید باشه. خدایا کمکم کن تا وقتی زنده هستم از فرصت
هام به خوبی استفاده کنم تا وقتی مُردم مثل حسن حسرت فرصتی دوباره رو نخورم. خدایا به من ایمان
سیٌد بده که اگر کور شدم دلی قرص و محکم داشته باشم و بگم که یکی اون بالا هست که یاور من
باشه. پروردگارا کمکم کن تا از شر شیطان خلاص شم تا یه نوری الهی و یه عشقی تازه در سینه ام
بیاد. خداجون ماه مولامون آقا امام حسین(ع) هنوز تمام نشده پس بیا و به خاطر این ماه عزا توبه منو
قبول کن و فرصتی دوباره به من بده.
ختم کلام: خدایا عمر ما رو مثل حباب نکن ولی ما ها رو مثل حباب پاک و زلال کن.
آمین یا رب العالمین.

امروز می خوام در مورد جامعه بنویسم، در مورد جامعه ای که خیلی ها میگن پر از فساد شده.
جامعه ای که میگن خیلی بی فرهنگه.
جامعه ای که میگن هر کی هر کی شده. هرکی هر کاری دلش میخواد میکنه ، بعدشم راست راست راه میره ، اینگار نه انگار که یه پلیسی یا یه قانون و مقرراتی تو این جامعه هستش.
به نظر من هرکی که میگه این جامعه پر از فساد شده ، واقعاٌ راست میگه. آخه این چه جامعه ای که یک زره مرام و معرفت نداره.
آخه این چه قانونی هست که میزاره این دخترای ولگرد خیابانی راست راست راه برن با اون حجاب افتضاحشون.
واقعاً اگه یه خارجی توی مملکت ما بیاد میگه چرا اینا اینجورین؟ نصفی از اینها با حجاب هستن ولی نصفه دیگشون حجابشون ........
آخه ای خانوم هایی که ور میدارین روسری هاتون رو اجق وجق میبندین ، یه زره مرام داشته باشین. اگر قرار بود شما ها بی حجاب باشین پس چرا ما این همه شهید سر واقعه انقلاب دادیم.
به خدا این واقعه انقلاب موجب افتخار کشور ما توی خیلی از کشور های خارجی.
من مطمئنم خیلی از شماهایی که روسری هاتون رو اجق وجق میبندین ، خانواده شهید هستین ولی متاسفانه یک زره حرمت نگه نمیدارین.
به نظر من هرکی هم که میگه جامعه ما بی فرهنگه باز هم راست میگه.
دلیلش اینه که یک زره بلد نیستیم شهرمون رو تمیز نگه داریم.
دلیلش اینه که توی جنگل ها آشغال میریزیم. دلیلش اینه که به جای اینکه آب زلال تو رود خانه هامون داشته باشیم به جاش لنگه دمپایی و قوطی نوشابه داریم.
البته خیلی ها هم تحت تاثیر شعار " شهر ما خانه ماست" قرار میگیرن.
هرکی که این شعار رو میخونه میگه : خوب خونه ما که کثیفه پس حتما باید شهر مون هم کثیف باشه دیگه.
به نظر من این شعار باید عوض بشه. باید بشه" شهر ما خانه ما نیست!!!"
ختم کلام: بیاین و یک جامعه با فرهنگ و خوب داشته باشیم.
یا علی![]()
یا علی گفتیم تا شاید ما هم توی این مهمانی خدا یه کاری کرده باشیم.
یا علی گفتیم تا شاید خدا از ما این روزه ها رو قبول کنه.
یا علی گفتیم که تنها نباشیم
یا علی گفتیم که کوله باری از غم نباشیم.
یا علی گفتیم که در مجلس احیاً ماه رمضان بی کس و تنها نباشیم.
ذکر یا علی ذکری که هر کس این ذکرو بگه احساس تنهایی نمیکنه.
باز هم یک سال گذشت و دوباره ماه پر برکت رمضان اومد.
امسال هم مثل هر سال، ماه مبارک رمضان با ذکر یا علی تو سینه های ما اومده.
میدونین چرا ماه رمضان اینقدر پر برکته؟
به خاطر اینکه صاحب این ماه عزیز کسی که اینقدر مهربان و خوبه که هرکسی می تونه سر سفرش بشینه
و افطار کنه. صاحب این ماه کسی نیست جز خود خدایی که منو شما رو آفرید.
خدایی که توی این ماه همه ی ما رو پناه میده و همه ی ما رو به یه مهمونی عزیز دعوت میکنه.
پس همه یه یا علی بگین تا که عشق آغاز بشه، اونم عشقی که هیچ وقت پایان ندشته باشه.
یا علی![]()

امروز خیلی دلم گرفته. برای همینم به جای سلام سلام فقط سلام میگم.
راستش میخوام حرف هایی که تودلمرو بگم. ولی واقعاً نمیدونم چه جوری.
یعنی راستش اینقدر زیاده که نمیدونم از کجا باید شروع کنم.
می خوام از انتظاری که تو تموم دل های ما بگم.
میخوام از یه حس غریب بگم. از یه حسی که هرکی این حس رو داشته باشه آروم میشه.
از حسی که هرکی نداشته باشه خدا نصیبش کنه.
می خوام از کسی بگم که واقعا وقتی به انتظارش فکر میکنم گریم میگیره.
امروز می خوام با امام زمان درد و دل کنم.
با امام زمانی که وقتی اسمشو میارم بغز گلومو میگیره.
امروز می خوام بگم آقا جون فقط یه نظر، فقط یه نظر.
راستش من فقط یک بار جمکران رفتم.
وقتی که وارد مسجد شدم، اصلاً رفتم توی یه حاله دیگه. حالی که اصلاً دست خودم نبود.
خطم کلام : خدایا، خداوندا ما را جزو یاران امام زمان قرار بده.
خدایا ، خداوندا اون حس غریب رو تو دل همه ی ما قرار بده .
خدایا، خداوندا ظهور آن خورشید تابناک را نزدیک بگردان.
آمین یارب العالمین![]()
تا پست بعد یا علی![]()

راستش نمیدونستم چه جوری باید شروع کنم ، برای همینم گفتم اول اول یه شعر بگم تا شاید خودتون بفهمید که در مورد چی میخوام بنویسم.
امروز میخوانم در مورد آسمان بنویسم ، در مورد آسمانی که هم ابر بهاری داره و همچنین خورشید نورانی.
در مورد کلمه سماواتی که شاید بیشتر از ۵۰۰ بار در کتاب آسمانی ما یعنی قرآن آمده. وهم در مورد آسمانی که ، هر کسی میبینه به یه طوری آرام میشه.
راستش من کلمه ی آسمان رو برای این تیتر وبلاگم گذاشتم چون که احساس کردم این کلمه ، کلمه ی آرامش بخشی.
به نظر من این عظمت آسمان که به همه آرامش میدهد.
و اما دلیلی که من اسم آدرس وبلاگ رو گذاشتم ۷-آسمان این بود که من به عظمت این ۷طبقه واقعاً اعتقاد داشتم.
یا علی![]()
بسم رب شهدا و صدیقین
سلام سلام
امروز روز بسیار عزیزی . امروز روزی که بعد از ۸ سال دفاع مقدس ما تونستیم یه شهری که پر از مردم
دوست داشتنی داره را از دست عراقی ها پس بگیریم.
آره درست فهمیدید امروز روز آزادی خرمشهر.
روزی که خیلی از شهید های ما آرزو دیدن همچین موقع رو داشتن. ![]()
کلام آخر: خرمشهر در چنین روزی حدود بیش از ۱۰ سال پیش با شهید هایی که در این راه پرپر شدن
آزاد شد.

امروز خیلی دلم تنگ شده. دلم برای اون صف های نون سنگکی ، برای اون صدای اذونی که در غروب از مسجد می اومد ، برای اون مردم با معرفت و با مرام جنوب شهر ، برای اون صدای گنجیشکا که آدما رو برای نماز صبح بیدار میکردند و برای اون شور و شوق بچه های مدرسه و ......... خیلی تنگ شده.
خدایا ، خداوندا خودت از دل من خبر داری و خودت میدونی که من منتظرم یه یارم ، منتظر یه یاری که تا آخر عمرم برای اومدنش دعا میکنم . خدایا تو رو به اون کرمت قسم میدم که منو جز یاران اون یار قرار بده.
آمین
امروز میخوام با شما ها در مورد هواداران فوتبال صحبت کنم.
امروز میخوام از طرف خیلی ها ، گلایه کنم.
امروز میخوام بگم که آخه شما هایی که هوادار دوآتیشه ی تیم های فوتبال هستید ، آیا این همه هواداری میکنید ، به شما ها چه چیزی میدهند؟
شما هایی که وقتی تیمتون میبازه ور میدارین شیشه های اتوبوس می شکنید ، چه چیزی به شما ها میدهند ؟
یا شما هایی که ور میدارید کل صورت خود تون رو رنگ می کنید ، چه چیزی به شما ها میدهند؟
آخه تو رو به خدا عکسای زیر رو ببینید و خودتون قضاوت کنید.

امروز می خوام در مورد غربت با شما ها صحبت کنم.
غربتی که برای بعضی ها بهشته و برای بعضی ها جهنم.
راستش من با اونایی هستم که برایشون جهنم.
چون که اونا برای خاک وطنشون ، برای مردمشون و برای فامیلشان اهمییت قائل هستند.
به نظر من غربت یعنی تنهایی ، یعنی بی کسی ، یعنی ..............
راستش من دارم درد غربت را میکشم ، البته من تنها نیستم ، چون من یه کسی رو دارم که همه چیز را او آفریده
و همه کس را او خلق کرده ، او کسی نیست جز خدا.
و به شما ها توصیه میکنم که اگر در غربت هستید ، خدای خود را فراموش نکنید.

